عزت الله مولايى نيا همدانى

72

نسخ در قرآن ( فارسى )

8 - « فتح المنان فى نسخ القرآن » « 1 » ، تأليف استاد على حسن العريض . اين كتاب يكى از بهترين آثارى است كه عالمان اهل سنت نگاشته‌اند . مؤلف اين كتاب در باب اول آن ، از حقيقت « نسخ » سخن گفته و آنگاه با نقد ديدگاه عالمان ، نظريهء خود را در بارهء نسخ عرضه داشته و سپس فرق بين نسخ و مفاهيم و اصطلاحاتى چون تخصيص ، استثنا و . . . را ارزيابى نموده و با كمال تأسف همچون اسلاف و اقران خويش در مورد « بداء » بدون مطالعه كتب كلامى و تفسيرى و علوم قرآنى شيعه ، ناجوانمردانه ترين تهمت‌ها را بر تارك آنان « 2 » مىزند . و بايد گفت اين چنين برخورد از انسانهاى زبده اهل تحقيق و انديشورى چون او ، واقعا به دور است . و بالاخره نويسنده ، در باب سوم ، شرايط « نسخ » را برشمرده و در باب ديگر حكم « نسخ » و ديدگاههاى گوناگون دانشمندان اسلامى را دربارهء آن از جمله منكران وقوع « نسخ » در اسلام بويژه قرآن ، يادآور شده و سپس آنها را مورد نقد و بررسى عالمانه قرار مىدهد و از حريم مقدس قرآن دفاع مىنمايد . در باب ششم كه ويژه حكمت « نسخ » است و در باب ديگر ، يهود و نصارى و « نسخ » را نقد و بررسى قرار داده و ديدگاههاى مستشرقان را و همچنين نظر ابو مسلم اصفهانى « 3 » را در باره « نسخ » متذكر شده و به دنبال آن ، بيان انواع « نسخ » و آيات

--> پيشين ، ص 15 ) . ( 1 ) ر . ك : به على حسن عريض ، پيشين ، صص 51 - 56 . ( 2 ) ر . ك : على حسن عريض ، همان . ( 3 ) محمد بن بحر ؛ مشهور به ابو مسلم اصفهانى ( ت 322 ه . ق ) وى از جمله كسانى است كه بر اثر انكار « نسخ در قرآن » ، شهرت جهانى يافته است . كتاب وى كه در ناسخ و منسوخ نوشته و همچنين تفسيرش كه بر اين پايه نوشته بوده ، از هيچ كدام اثرى در دست نيست . وى در اين دو كتاب ، وقوع « نسخ در قرآن » را به طور كلى منكر شده است ، فخر رازى دربارهء وى مىگويد : « همهء علماى اسلام بجز ابو مسلم ، بر وقوع نسخ در قرآن اتفاق نظر دارند ، و او با توسل به آيه لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ . . . ( فصلت / 42 ) ، وقوع نسخ در قرآن را از نوع ره يافت باطل به قرآن تلقى كرده و منكر نسوخ شده است . و ما در آينده در مورد وى و آرائش بحث خواهيم كرد . ( ر . ك : فخر الدين رازى ، تفسير كبير ، ج 1 ، چاپ اول ، بيروت : نشر دار الكتب العلمية ، ( قطع رحلى ) ، 1411 ، تفسير آيه 106 بقره . و نيز ر . ك : على حسن عريضى ، پيشين ، 191 و محمد عبد العظيم زرقانى ، پيشين ، ج 2 ، ص 203 .